بهار در خانه کودک دنیای نور
امروز با خاله فاطیما رفتیم برای کارای اداری اول رفتیم اداره مالیات و بعد هم کانون که دختر گلم اصلا دوس نداشتی توی بغل یا کالسکه باشی و توی کانون مدام رژه میرفتی .چندباری هم در حالت دویدن جیغ کشیدی و میخواستی از در اتوماتیک بری بیرون .وقتی هم گرفتمت گریه کردی . امروز با خاله فاطیما رفتیم برای کارای اداری اول رفتیم اداره مالیات و بعد هم کانون که دختر گلم اصلا دوس نداشتی توی بغل یا کالسکه باشی و توی کانون مدام رژه میرفتی .چندباری هم در حالت دویدن جیغ کشیدی و میخواستی از در اتوماتیک بری بیرون .وقتی هم گرفتمت گریه کردی . من و فاطیما تصمیم گرفتیم ببریمت خانه کودک دنیای نور اخه از سر اومدن به کانون در مورد مامان طه که گفته...
نویسنده :
زهره
3:39




